جعفر شهرى باف
477
طهران قديم ( فارسى )
چارك و هر تاجر هفت سير و هر فكلى و بچه تا پنج شش سير آب خورده شاش مىكند و اگر بنا باشد آن را در خزينه خالى كنند ، يكسره آب حمام شاش خالى گرديده كه خود همان غسلكننده در نجاست و ادرار غسل مىكند و همراه ديگر نجاسات وارده بخزينه دست و دهان و صورت و ريش و سبيل خود را به گه و شاش خواهد كشيد و پس از آن صدا بلند كرده مىگفت : آى تاجر ! آى بچه مسلمان ! آى كاسب ! آى بازارى ! آى كوچك ! آى بزرگ ! آى حمال ! آى لوطى ! آى نالوطى ! و . . . در آب حمام نشاش و در دعا و نفرينهاى آخر معركهاش هم كه به آب خزينه بشاش نفرين مينمود . لولئينخانهى حمام بين سربينه و لولئينخانه بود كه مبالهايى محاذى هم در آن ساخته شده با درهاى يك لتهء تختهاى نيمه محفوظ ميگرديد . درهاى كوتاهى با بالا و پائين باز كه بتوان افراد داخل آن را كنترل نموده مانع امور ناشايستشان از جمله آوردن بچه و عمل همجنسبازيشان گرديد . مبالهايى عميق و فراخ و هولناك در دهانههائى وسيع كه يكسره بالاى انبار كثافت آن قرار گرفته بود و نشيمن و صحن و سنگ و اطرافى آلوده به نجاسات گوناگون كه اطفال از ترس نشيمنهاى آن كنار و گوشهء آن نشسته و بزرگترها خود را به تيزهها و سوكههاى آن ماليده با انگشت پاك كرده بر در و ديوار مىماليدند و حوض برجستهاى در زاويهاى از زواياى آن جهت پر كردن آفتابه و شستن لنگ كه آب آن غالبا از خوردن ته آفتابههاى آلوده و شسته شدن لنگهاى صابونى در آن بوى لجنزار و تخليه مستراح گرفته بود كه شايد هم خوددارى مردم از طهارت و ترجيح ازاله آن با انگشت و غيره از جهت همان آب متعفن حوض آن بوده كه بدتر آلوده ميشدهاند . واجبىخانه همچنين در قسمت ديگر لولئينخانه ، محلهايى دو ذرع در دو ذرع و كمتر و بيشتر بدون در جهت كشيدن نوره بود با طاقچهاى كه كاسهء واجبى را در آن مىگذاشتند و تغارى واجبى در بيرون آن براى همه كه كاسهها را از آن پر